... نم عشــق

شعر و متن ادبی - عاشقانه


لعنت بر شیطون

گفتم : « لعنت بر شیطون » !

لبخند زد .

پرسیدم : چرا میخندی ؟

پاسخ داد : از حماقت تو خندم میگیره !

پرسیدم : مگه چی کار کردم ؟

گفت : منو لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکردم .

با تعجب پرسیدم : « پس چرا زمین میخورم ؟! »

جواب دادم : نفس تو مثل یه اسبـه . اسبی که اونو رام نکردیش . نفس تو هنوز وحشیه  ؛ تو رو زمین میزنه .

پرسیدم : پس تو چه کاره ای ؟

پاسخ داد : هر وقت سواری یاد گرفتی ، برای رم دادن اسبتو میام ؛ فعلاً برو سواری یاد بگیر . این قدرم منو لعنت نکن !

گفتم : پس لااقل به من بگو چطور اسب نفسم رو رام کنم ؟

در حالیکه دور میشد گفت :  « من پیامبر نیستم جوان ... »

              

              

پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩  توسط مجتبی  | نظرات ()

 

 



نام لیلی به سر تربت مجنون مبرید بگذاریــد که بیـچاره قراری گیـرد .. سلام ، من مجتبی ، دانشجوی رشته ی زبان و ادبیات فارسی .

 

شعر خودم(٥)
عاشقی(۳)
دل شکسته(۳)
امام حسین (ع)(٢)
حسرت(٢)
امام رضا(٢)
شیطان(۱)
مادر(۱)
امام علی (ع)(۱)
عشق پاک(۱)
دفتر شعر(۱)
یکی بود یکی نبود(۱)
شبنم(۱)
تلنگر(۱)
شهادت امام صادق(۱)
متکا(۱)
کودک احساس(۱)
باران اشک(۱)
پری کوچک غمگینی(۱)
عصر یک جمعه ی دلگیر(۱)
الهی که بیایی(۱)
الهی العفو(۱)
صبح طلوع دوباره زندگی(۱)
سلام خدا کمکم کن(۱)
تکه سنگ(۱)

 

... فردا برسد کاش
... یه ذره عشق
.. طفلکی دل
! این روزها
.. حالم خرابه
باران
از کجا آمده ام ؟
کبوتر احساس
زبان سکوت
گل زرد

 

اسفند ٩٠
مهر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸

 

مجتبی

 

.:: پرشین بلا ::.
مرجع خبری پرسپولیس
انجمن علمی زبان وادبیات فارسی دانشگاه قم
... رهاوی ...
بوق الدوله
تنها ترین ستاره
سعدی قرن 21
یه شاخه نیلوفر
ستاره ی خاموش"سحر"
... دل شیــــــدا ...
خودنویس خیـــس
چشم يعني ديدار دوباره زندگي

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

 

اسلایدر